از دست تو امشب شده فکرم متلاشی
آرام نگیرم ، مگر از من شده باشی

چشمان تو معمار غزلهای بدیل است
بدنیست مرا جنس نگاهت بتراشی

جنجال به پا کرده ای و متن خبر ها....
محتاج نباشند از این پس به حواشی ....

نفرین نکن از دور مرا جان عزیزت ...
درد است نمک بر جگر پاره بپاشی

یک نیمه پر از دردم و یک نیمه پر از غم....
سخت است تو هم روح و تنم را بخراشی

مجموعه ای از درد و غم  و رنج و عذابم ...
مجموعه ای از اینکه تو باشی و نباشی

سید مهدی نژادهاشمی (م.شوریده)