می رسد یک روز فصل بوسه چینی در بهشت     

  روی تختی با رقیبان می نشینی در بهشت

تا خدا بهتر بسوزاند مرا خواهد گذاشت

یک نمایشگر در آتش, دوربینی در بهشت

صاحب عشق زمینی را به دوزخ می برند!

جا ندارد عشقهای این چنینی در بهشت

گیرم از روی کرم گاهی خدا دعوت کند

دوزخی ها را برای شب نشینی در بهشت

...با مرامی که من از تو "باوفا"دارم سراغ

می روی دوزخ مرا وقتی ببینی در بهشت

من اگر جای خدا بودم برای "ظالمین"

خلق می کردم به نامت سرزمینی در بهشت