قهر

  • قهر

     نام دیگر مرگ است

      قهر

      می کشد ما را

      بی طناب و تیر ومجازات رسمی و قانون

                                       یکی دو واژه ی تلخ و تمام......... 

رویا زرین

/ 14 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

نمیدونم چرا بسته بود خلاصه یه شعر زیبا براتون اوردم درب خونه بسته بود بردم واسه یکی از دوستام به قول پسر خاله قهر بده ...اشتی کنیم...

نرگس

سلام. جالب وپرمحتوا!

فرزانه

آتشی از عشق در خود برفروز سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز مولانا

سپیده

شاید چشم های ما نیاز داشته باشد که گاهی با اشک هایمان شسته شود تا بار دیگر زندگی را با نگاه شفاف تری ببینیم....

انسان

قشنگترین لحظات رو کسی به.... تو میده که بتونه غمگین ترین لحظات رو از تو بگیره...

فرزانه

باز شب ماند و من و این عطش خانگی ام باز هم یاد تـــــــو ماند و من و دیوانگی ام اشک در دامنم آویخت کـــــه دریا باشم مثل چشم تو پر از شوق تماشا باشم خواب دیدم کــه تو می آمدی و دل می رفت محرم چشم ترم می شدی و دل می رفت: یک نفر مثل پـــــری یک دو نظر آمد و رفت با نگاهی به دل خسته ام آتش زد و رفت خنده زد کوچه به دنبال تبسم افتاد باز دنبال جگر گوشه ی مــردم افتاد “آخــــــرش هم دل دیوانه نفهمید چه شد یک شبه یک شبه دیوانه چشمان که شد” تا غــزل هست دل غمزده ات مال من است من به دنبال تو چشم تو به دنبال من است “آی تو، تو کـــــه فریب من و چشمان منی تو که گندم، تو که حوا، تو که شیطان منی تو که ویران من بی خبر از خود شده ای تو که دیوانه ی دیوانه تر از خود شده ای” در نگــــــــــــــاه تو که پیوند زد اندوه مرا چه کسی گل شد و لبخند زد اندوه مرا ای دلت پولک گلنـــــــــار؛ سپیدار قدت چه کسی اشک مرا دوخته بر چارقدت؟ چند روزی شده ام محرمت ایلاتی مــن آخرش سهم دلم شد غمت ایلاتی من دکتر محمد حسین بهرامیان

فرزانه

از گم شدن همه می‌ترسیم اما زیباترین روز زندگی‌ام روزی بود که با تو در میانه جنگـل گم شدیم.

رز <فقط بیا>

[قلب][قلب][قلب]مر30که بهم سر زدی بازم یبا[قلب][قلب][قلب]