دوستت دارم ...

سبزه ها در بهار می رقصند ؛

من در کنار تو به آرامش می رسم .

و آنجا که هیچ کس به یاد ما نیست ،

تو را عاشقانه می بوسم ،

تا با گرمی نفسهایم ، به لبانت جان دهم ؛

و با گرمی نفسهایت ، جانی دوباره گیرم .

دوستت دارم ،

با همه هستی خود ، ای همه هستی من ؛

و هزاران بار خواهم گفت ، دوستت دارم را ....

  نیما یوشیج

پ ن: سالروز عروجش 13 دیماه گرامی و یادش جاودان.

/ 16 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
زهره

متن پایین رویکی واسم فرستادتوام بخون سلام سلام اینو بخونید: البته من ننوشتما یکی برام فرستاده ممکنه مسخره به نظر بیاد ولی واقعا اتفاق میافته!می خوای صورت کسی رو که واقعا دوست داره ببینی؟اینو به 10 نفر بفرست بعد برو به ادرس http://amour-en-portrait.ca.cx/(این یه بازی فرانسویه)صورت کسی که دوست داره ظاهر میشه خطر سوپریز شدن!(تقریبا 90%شبیه)من خواستم این بازیو دور بزنم مستقیما رفتم به اون ادرس گفت اینطوری نمیشه باید به10نفر بفرستیش نمیدونم چه طوری فهمید. خوب وقتی دیدیش یادت نره به ما بگی موفق شدی منتظرما.........

پریسا

من عاشق آن شعر استادم که گفت گرم یاد آوری یا نه من از یادت نمی کاهم . به راستی که چه زیبا عشق را به تار و پود واژگان می دمیدند...روحشان شاد

فهیمه

سلام همشهری چطوری خوشحالم برگشتم ب این دنیای مجازی سر بزن بای

رويای نيمه شب

كاش تو اين روزها نيماها سهراب ها اخوان ثالث ها و احمد شاملوها بودند و بی پرده ميسرودند كاش ...

شیوا

فوق العاده زیبا [دست]

عاشق یک لحظه نگاهت

به سراغ من اگر می آیید، پشت هیچستانم. پشت هیچستان جایی است. پشت هیچستان رگ های هوا ، پر قاصد ها ییست که خبر می آرند، از گل واشده ی دورترین بوته ی خاک . روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح،به سر تپهی معراج شقایق رفتم پشت هیچستان ، چتر خواهش باز است: تا نسیم عطشی در بن برگی بدود، زنگ باران به صدا می آید. آدم اینجا تنهاست و در این تنهایی، سایه ی نارونی تا ابدیت جاریست. به سراغ من اگر می آیید، نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من. _______(¯`:´¯) _____ (¯ `•✦.•´¯) _____ (_.•´/|`•._) _______ (_.:._)__(¯`:´¯) __(¯`:´¯)__¶__(¯ `•.✦.•´¯) (¯ `•✦.•´¯)¶__(_.•´/|`•._) (_.•´/|`•._)¶____(_.:._)_¶ __(_.:._)__ ¶_______¶__¶¶ ____¶_____¶______¶__¶¶ ¶¶ _____¶__(¯`:´¯)__¶_¶¶¶¶ ¶¶¶¶ ______(¯ `.✦.•´¯)_¶¶¶¶¶

خاطره

به تو گفتم که چرا محو تماشای منی انچنان محو که یک دم مژه بر هم نزنی.... به تو گفتم مژه بر هم نزنم تا که ز دستم نرود ناز چشم تو به قدر مژه بر هم زدنی.............