چگونه..

برای عشق تو باید چه کار می‌کردم

چگونه باز دلت را شکار می‌کردم

 چگونه از تب گرم نگاه گیرایت

به کنج سرد غرور‌م فرار می‌کردم

اگر خدا نفس‌ات را به روح من می‌داد

تمام سال، هوا را بهار می‌‌کردم

چه می‌شد آه، همان شب‌، یواشکی خود را

درون پیرهن‌ات استتار می‌کردم

تپش تپش ضربان دل‌ات به من می‌خورد

کنار تو به خودم افتخار می‌کردم

اگر که شعر‌، مجال نفس کشیدن داشت

تو را برای ابد، ماندگار می‌کردم

 

مرضیه خدیر

/ 13 نظر / 19 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نانی

بسیاااااااااااااار زیبا بود.

حامد

بسيار زيبا بود - اگر حسش بود دوست دارم در مورد حقوق طبيعي و حقوق اجتماعي چند تا سوال بپرسم

رخ

درد یعنی ... رفتن راه چاره باشد از بیچارگی ... پاینده باشید .

مهـــــــــتاب

برایم کمی باران بفرست! اینجا ، در کویر قلب من خشکسالی است. اندوه مرا کمتر کن ، اینجا لحظه ها ، لحظه های پایانی است .

مهتاب

سلام! زيبا بود! اين عكس شاعرشه؟

سایت تفریحی روتیک

با سلام.... خواهان تبادل لینک با وبلاگ زیبای شما هستیم.در صورت تمایل لینک رو تایید و اطلاع بدید. گروه تفریحی روتیک

سایت تفریحی روتیک

با سلام.... خواهان تبادل لینک با وبلاگ زیبای شما هستیم.در صورت تمایل لینک رو تایید و اطلاع بدید. گروه تفریحی روتیک

سایت تفریحی روتیک

با سلام.... خواهان تبادل لینک با وبلاگ زیبای شما هستیم.در صورت تمایل لینک رو تایید و اطلاع بدید. گروه تفریحی روتیک

مریمانه

شعر خوبی بود !

sara

بسیاااااااار زیبا[گل][گل][گل]