این مرثیه...

پوریا سوری

این مرثیه برای خودم نیست یا که هست

در حل این سوال منم دست روی دست

من، شعر گفت! قصه از اینجا شروع شد

آنروز مهر من به دل دشمنان نشست

با دست بسته ، نیمْ تنه توی خاک ، من

از خیر سنگسار خدا هم دلش شکست

من ، فکر می کند که در این عصر دلپذیر

شیطان شده منادی این قوم شب پرست

من ، فکر می کند که کمی خواب لازم است

خوابی برای فتح همین ارتفاع پست↓

 اینکه نژاد حضرت آدم ، تباه تر

هر راه جسته است همه اشتباه تر

 از عاشقان مپرس در این صحنه ی کبود

از عشق هر که گفت سرش بی کلاه تر

 باید درون خویش نشست و نظاره کرد

جنس رفیق ها همگی راه راه تر

در لذت کشاله ی هم غلت می خورند

دامان مردمان همگی از گناه  ، تر

یعنی که این حقیقت محسوس زندگی است

هر روزمان ز روز گذشته سیاه تر↓

 من سردم است، حرف به خرجم نمی رود

دلگیرم از توالی این روزهای بد

 ما قرنهاست راه به جایی نبرده ایم

اینجا که پیش قافله ها راه نابلد

چشمانمان به راه رسیدن سفید شد

آنکس که سالهاست ... چرا پس نمی رسد

 آنکس که سالهاست چرا ... آه زندگی

دیگر نزن به بخت منِ خسته جان لگد

یک روز من پرنده شدن را گریستم

دانستم این قفس زده دیگر نمی پرد

یک روز من پرنده و حالا منم همین

مردی که روبروی تو سیگار می کشد.

پوریا سوری

/ 27 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
چهارفرسخ نیوز

با سلام واقعا وبتون عالیه درود و صد بدرود بر شما دوست عزیزو ممنونم از لطفتون که به وبم سر زدین و مطالبمو پسند کردین//// با سپاس از شما دوست عزیز////[گل]

مژگان

درود بر شما و شاعر و سپاس از انتخاب زیبایتان http://sokootebaran.persianblog.ir/

ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ

دیگر آن مجنون سابق نیستم ... آن بیابان گرد عاشق نیستم ... اینک ار اهل و نسیم و سایه ام ... با تب صحرا موافق نیستم ... با سلامی ، با خیالی ، دل خوشم ... در تکاپوی حقایق نیستم ... بس کنید اصرار را بی فایده ست ... من برای عـــشق لایق نیستم ... سلام خوبین؟؟ وبتون پستهایی که نوشتین و قالبش خیلی زیباست لذت برم خوشحال میشم وب من هم بیاین نفستون گرم

ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ

دیگر آن مجنون سابق نیستم ... آن بیابان گرد عاشق نیستم ... اینک ار اهل و نسیم و سایه ام ... با تب صحرا موافق نیستم ... با سلامی ، با خیالی ، دل خوشم ... در تکاپوی حقایق نیستم ... بس کنید اصرار را بی فایده ست ... من برای عـــشق لایق نیستم ... سلام خوبین؟؟ وبتون پستهایی که نوشتین و قالبش خیلی زیباست لذت برم خوشحال میشم وب من هم بیاین نفستون گرم

ღ❤ღ عبـــ♥ـــاس ღ❤ღ

دیگر آن مجنون سابق نیستم ... آن بیابان گرد عاشق نیستم ... اینک ار اهل و نسیم و سایه ام ... با تب صحرا موافق نیستم ... با سلامی ، با خیالی ، دل خوشم ... در تکاپوی حقایق نیستم ... بس کنید اصرار را بی فایده ست ... من برای عـــشق لایق نیستم ... سلام خوبین؟؟ وبتون پستهایی که نوشتین و قالبش خیلی زیباست لذت برم خوشحال میشم وب من هم بیاین نفستون گرم

مهــــــــتاب

مــآننــد هـــوايِ تهــ ـــران شده ام... بــآران زده اي که همچــنــآن آلـــوده استــ...

فانوس

باید که به صحرا بزنم گاه گداری این شهر برای من بی حوصله تنگ است رویا باقری

aylar

کاش خدا سه چیز را نمی آفرید غرور،دروغ،عشق تا هیچ گاه کسی از سر غرور به دروغ دم از عشق نزند

نیلوفر کبود

حالا که داری می روی قلبت را جا نگذاری ما پایان هر سال چیزهای به درد نخور را از خانه بیرون می اندازیم!

آذر

چه چیز چشم را تکان می دهد ؟ بجز آنچه نامرئی است ... سلام و صبح بخیر مازیار