دو راهی

 

این قــــــدر بر دوراهـــــی تقدیـــــر من نایست

این طور زُل نزن به من ای چشم های بیست!

این آشنای گم شده در عمق چشم هات

این حس نابلد کـــه مرا پیر کرده کیست؟

داری دل مرا به کـــــجا مــــی بری عزیز!

باور کن این ستاره ی تاریک مدتی ست

دارد به چشـــــم های تو ایمان می آورد

باورکن این غریبه تو را عاشــقانه زیست

با دست هــای خود کــفنـم می کنــی، ولــــی

این عشق.... این ارادت.... این منصفانه نیست

با این کـــــه روی دوش تو تشییع می شوم

من مانده ام که این همه آدم برای چیست

من سوختم، همیشه همین طور بوده است

ای!!! گرگ بی ملاحظه! بازی حساب نیست.

جواد کلیدری

/ 23 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
حوا

دارم به اجــزای تشکیــل دهنــده‌ام، تجــزیــه مــی‌شــوم! آب، بــاد، خــاک و ایــن آتــش کــه تــو بــه جــانــم انــداختــه‌ای . . . "کامران رسول زاده"

حوا

آسمان که نشد، چرا درخت نباشم ... وقتی تو در من اینهمه پرنده ای؟ ذهنم پُر از لانه هایی است که برای تو ساخته ام ! "کامران رسول زاده

حوا

دنیا هر روز در کیف جیبی کوچکم جا می‌شود چند اسکناس کهنه، یک بلیط سوخته‌ی مترو - که شاید این‌بار کار کند و مرا به قرارمان برساند – یک نخ سیگار له شده، و این جای خالی عکس تو که هر روز زیباتر می شوی...

حوا

به ساعت من تو تمام قرارها را نیامده ‏ای، کدام نصف‏ النهار را از قلم انداخته‏ ام... قرار روزهای بی قراری‌ام! کجای آسمان ببینمت؟ من از جست و جوی زمین خسته‏ ام... "کامران رسول زاده"

حمید

بیست

حمید

بیست[گل]

آرش

ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺭﻭﺯ ﻣﺪﺭﺳﻪ ﺑﻮﺩ ﻭ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺍﻭﻝ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﮔﺮﯾﻪ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﺟﺰ ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ ﭘﯿﺶ ﻣﺪﯾﺮ ﮔﻔﺘﻢ ﺁﻗﺎ ﻣﺎ ﻫﻢ ﺑﺎﯾﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﯿﻢ !؟ ﯾﻨﯽ ﺍﺯ ﺑﭽﮕﯽ ﺑﻪ ﺑﯿﻤﺎﺭﯼ ﻣﻨﮕُﻼﺯﯾﺴﺎﺯﯾﻮﻡ ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻮﺩﻡ !

ane

دوست خوب سلام... شما تو فیس بوک عضو نیستید دوستای من اونجان.........[گل]

یک نفس

من سوختم، همیشه همین طور بوده است ای!!! گرگ بی ملاحظه! بازی حساب نیست. ان تیکش عالی بود