هاشور شاعرانه

چون سرمه می وزی قدمت روی دیده هاست

لطف خط شکسته بــه شیب کشیده هاست

هرکس که روی ماه تو را دیده، دیده است

فرقـی کـه بین دیده و بین شنیده هاست

مـوی تـــو نیست ریختــه بر روی شانه هات

هاشور شاعرانه ی شب بر سپیده هاست

من یک چنار پیـــرم و هر شاخــه ای ز من

دستی به التماس به سمت پریده هاست

از عشق او بترس غزل مجلسش نرو

امروز میهمانی یوسف ندیده هاست

حامد عسکری

/ 15 نظر / 42 بازدید
نمایش نظرات قبلی
فرزانه

ز دوزخ آنگهی ترسم که جز تو مالکی یابم بهشت آنگاه خوش باشد که تو رضوان من باشی فخرالدین عراقی

سپیده

کـاش به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “ نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم”

سپیده

وقتی کسی اندازت نیست، دست بـه اندازه ی خودت نزن . . .[پلک]

عسل فومنی

روزگارا... تو اگر سخت به من میگیری با خبر باش که پژمردن من آسان نیست گر چه دلگیرتر از دیروزم گرچه فردای غم انگیز ، مرا میخواند لیک باور دارم ، دلخوشی ها کم نیست زنــــــــــــدگـــی بـاید کــرد...

شهرزاد قصه گو

لبخند بزنید.شما مسئول حل همه مشکلات دنیا نیستید. زیاد فکر نکنید.اشکالی ندارد که جواب بعضی چیز ها را ندانیم. انچه دیگران در مورد شما فکر میکنند به شما ارتباطی ندارد. گذشت زمان تقریبا داروی هر دردی است.به زمان کمی فرصت دهید. با گذشته خود کنار بیایید تا حال امروز شما را خراب نکند. +سلامـ وبلاگم رو عوض کردم به دلایلی خوشحالم باز به جمعتون برگشتم[رویا][گل][تایید]

زهرا

خیلی وقت است فراموش کرده ام … کدامیک را سخت تر می کشم… ؟ رنــــج ! انتظار ! یا نفس را …

مــــهتاب

آرزو هـــایم تنــها به یـک جـهـت مــی روَند ســمت ِپـریشــــانی ِ مـــوهای ِتـو