چشمهات..

 

ای چشم هات، مطلع زیباترین غزل!

با این غــــزل، تغـــــزل من نیز مبتذل

شهدی که از لب گل سرخ تو می مکم

در استحاله جای عسل، می شود غزل

شیرینکم!به چشم و به لب خوانده ای مرا

تـا دل ســـوی کدام کشد قنــــد یا عسل؟

ای از همـــــه اصیـــل تـــــر و بـــی بدیل تـر

وی هر چه اصل چون به قیاست رسد، بدل

پر شد ز بی زمان تو، در داستان عشق

هر فاصله کــــه تا بـــه ابد بــــود، از ازل

انگار با تمـــام جهـــــان وصل مــی شوم

در لحظه ای که می کِشَمت تنگ در بغل

من در بهشتِ حتم گناهم، مرا چه کار

بـــا وعده ی ثواب و بهشتـان محتمل؟

حسین منزوی

/ 19 نظر / 24 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مژگان

درود زیباست پاینده باشید http://sokootebaran.persianblog.ir

*مارال بانو

جلوی آیینه که میروم تنهاییم دوتاست هرچه در آن است منم ، تو را میجویم در هیچ آیینه ای هیچ تویی جز من نیست …

لبخند بزن؛ برآمدگی گونه هایت توان آن را دارد که امید رفته را بازگرداند، تجربه ثابت کرده است که گاه قوسی کوچک ، میتواند معماری بنایی را نجات دهد ..

از نظر سازندتون ممنون هستم دوست من[گل]

آذر

سلام و خسته نباشید . . موقعی که باید باشم نیستم و موقعی که نباید باشم هستم !

مهــــــــتاب

می توانستم زنی دیگر باشم اگر چشمانت را ندیده بودم... . . . می توانستم؟ یا می مُردم؟!...